کافی ست دلت بهار باشد ...
از اشک تو سبز می شود خار ...
از خنده ات آب می شود برف...
در دست تو لانه می کند سار ...
کافی ست بخواهی ...
آسمان را بر اسب سیاه شب، سواره...
دست تو به ماه می رسد ...
باز از پنجره می چکد، ستاره....
بذر از تو و صد جوانه از من...
کافی ست که با زمین بگویی ...
سرخ ترین عاشق از تو سرسبز ترین ترانه از من ...
کافی ست که وقت پرکشیدن ...
در چشم تو انتظار باشد ...
کافی ست بخوانی آسمان را...
****یا اینکه دلت بهار باشد*****
بادبادک باآن که میداند زندگی اش به نخی بند است،بازهم درآسمان میرقصد و میخندد... بخند و نگران نباش،بدان که نخ زندگی،در دست خداست! زندگی باید کرد،گاه با یک گل سرخ،گاه با یک دل تنگ،گاه باید رویید در پس یک باران،گاه باید خندید بر غم بی پایان،زندگی باور می خواهد!آن هم از جنس امید،هر کجا خسته شدی یا که پر غصه شدی!تو بگو از ته دل،"من خدا را دارم"...!!!
ای دل کوچک من… غصه نخور… تو خدایی داری… که بزرگ است… بزرگ… و به قول سهراب در همین نزدیکیست… ای دل کوچک من… نگران نباش... بگذار غم و غصه ببارد… شاید… شاید اینبار خدا میخواهد که پس از بارش غم… و پس از خواندن نامش هردم… آسمان دل تو صاف شود و نگاهت به همه اهل زمین پاک شود… شاید اینبار خدا میخواهد که خودش چتر تو باشد… که بمانی… نروی ودگربار نگویی:"سهراب" قایقت جادارد؟! زندگی و لحظه ها رو دوست داشته باشیم چون هدیه خداست حتی اگه سخت می گذرد.. مهربان خدایم دوستت دارم...
:: موضوعات مرتبط:
متفرقه , ,
:: بازدید از این مطلب : 475